محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1208
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
صد الحديد يك درم بسيار نرم سوده اضافه نمايند مرهم دياخليون به نسخهء شيخ الرئيس ره صنعت آن بزر حلبه بزر خطمى سفيد بزر كتان از هريك يك كيله هر يك را علىحده يك شبانه روز بخيسانند در آب پس بكيرند لعاب هر يك را مقدار يك رطل و ربع رطلى از مرداسنك يك رطل نيم و از زيت دو رطل لعابها را يك جوش داده از آتش بركرفته با پارچهء صوف صافى نموده پس مرداسنك را صلايه نموده با زيت بجوشانند تا منحل كردد و متغير شود رنك آن پس اندكاندك لعابها را بران ريزند و باتش ملايم بجوشانند تا منعقد كردد پس از آتش بركرفته سرد كرده نكاه دارند و به كار برند [ مرهم دياخليون بنسخهء ابن جزله در منهاج البيان ] مرهم دياخليون بنسخهء ابن جزله در منهاج البيان نافع جهة اورام صلبه در هر عضو كه باشد و خنازير و سلعه صنعت آن حلبه بزر كتان كل خطمى سفيد از هريك يك كيله جداجدا در آب بخيسانند يك شبانه روز بعد از آن از هريك يك رطل نيم لعاب بكيرند و در سه رطل زيت بجوشانند و يك رطل نيم مرداسنك سوده بحرير بيخته در زيت داخل نموده باتش ملايم بجوشانند تا غليظ و سياه كردد و لعاب را هريك علىحده بجوشانند تا غليظ شود اندكاندك در ميان روغن و مرداسنك سياه شده بريزند و باتش ملايم بجوشانند تا غليظ شود و نكاه دارند [ مرهم دياخليون به نسخهء سيّد اسمعيل جرجانى ] مرهم دياخليون به نسخهء سيّد اسمعيل جرجانى كه در زخيره در علّت خنازير ذكر كرده و كفته كه اين مرهم را بجهة اورام صلبه بعد از نرم كردن انها بمالند و پيه ماكيان و بط و غيرهما به كار برند صنعت آن بكيرند مرداسنك سوده يك اوقيه زيت زيتون نضيج دو اوقيه نيم هر دو را در پاتيل كرده بر آتش ملايم نهند و برفق بركردانند تا مرداسنك حل شود پس يك مرتبه لعاب بزر حلبه دو اوقيه لعاب بزر كتان لعاب بزر خطمى از هريك يك اوقيه در آن روغن اندازند و بپزند تا غليظ شود و به كار برند و اكر خواهند كه قويتر شود بيخ سوسن اسمانجونى زفت رومى زراوند مدحرج از هريك يك جزو بان بياميزند پشك بز پشك كوسفند تخم قثاء الحمار آرد جو مغز بادام تلخ انجير نارسيده كه از درخت افتد و خشك شود مقل ازرق مجموع اين مراهم را قوى كرداند مرهم دياخليون بنسخهء حكيم لطف اللّه ره صنعت آن بكيرند مرداسنك سه درم صلايه كرده در چهل درم زيت نضيج داخل نموده در پاتيل كرده بجوشانند تا رنك بكرداند و سياه شود پس از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود پس لعاب حلبه لعاب بزر كتان لعاب خطمى لعاب بزرقطونا لعاب تخم مرو از هريك پنجاه درم كرم كنند و بر سر آن ريزند و باتش نرم بجوشانند و كفچه بزنند تا غليظ شود چون مرهم كردد نكاه دارند و بوقت حاجت به كار برند [ مرهم دياخليون بنسخهء ديگر كه سيد اسمعيل در ذخيره ذكر كرده ] مرهم دياخليون بنسخهء ديكر كه سيد اسمعيل در ذخيره در مرض كلف ذكر كرده صنعت آن مرداسنك دو اوقيه سوده در زيت كهنه چهار اوقيه حل كرده پس مر صافى بكيرند ده درم در آن حل كنند دو اوقيه لعاب بزر حلبه داخل كرده باتش ملايم بجوشانند تا بقوام مرهم آيد [ مرهم دارهلد ] مرهم دارهلد جراحت را از ريم پاك كند و درد مفاصل و ساير دودها را نافع بود و از براى قروح اتشك بىنظير است و كوشت بروياند و چرك در جراحت نميكذارد و زود بهم مىآورد و نواحى جراحت را نيكو ميكرداند و دارهلد چوبى است زردرنك تلخ با تندى كرم و خشكست در دويم و غير زردچوبه است صنعت آن چوب دارهلد چوب ديو دار و دودى كه بر سقف دكّان نخود بريزان جمع مىشود از هريك دو مثقال آنچه كوفتنى باشد بكوبند و مجموع را درهم كنند و روغن كنجد دو صد مثقال همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد پس فرود آورده دست بمالند و صافى نمايند باز در ديك كنند و بر آتش كذارند و چند قطرهء آب هنوز باقى باشد كه از آتش فرود اورند و اكر از براى درد مفاصل باشد در اجزاى مطبوخ اين روغن پانزده مثقال هوجيوه داخل كرده پس بكيرند از اين بيست مثقال و كرم كنند اندكى و نيم مثقال موم زرد غير مستعمل در آن بكدازند و برهم زنند و اكر از براى پاك كردن ريم از جراحت باشد چهار مثقال زنكار نيز اضافه نمايند كه در نهاية تقويت بود و بعد از سرد شدن روغن در آن ريزند تا مخلوط شود و به كار برند و اكر بتكرار احتياج افتد تكرار كنند و بعد از پاك شدن جراحت زود نيك شود و اكر از براى اوجاع مفاصل پنج مثقال قنهء محلول داخل نمايند بهتر است [ مرهم دبق ] مرهم دبق اورام را نضج دهد و بكشايد از غير اذيت و كوشت زايد را بخورد صنعت آن دبق را در آب بخيسانند و مقشر نمايند و بكوبند و با هموزن آن آب صابون در هاون بمالند تا مستوى كردد پس زردچوبه ربع وزن دبق نرم كوفته بحرير بيخته ممزوج نموده به كار برند و دبق را به فارسى مويزك على نامند [ ر ] مرهم رال قلمى فرمودهاند كه از تاليف بندهء دركاه امير المؤمنين سيّد محمد هاشم المخاطب بحكيم معتمد الملوك علوى خان است نافع از براى قروح اتشك و جميع قروح مزمنه و قروح سوداويه بدانكه رال اسم هندى لعل مصري و قنقهر و قيقهر بياى مثناة تحتانيّة است صنعت آن رال شنجرف سفيداب ارزيز شسته برك حنا مرداسنك بسركهء انكورى سوده دمالاخوين شنجار يعنى هوجيوه توتياى كرمانى مغسول سرنج چوبچينى از هريك يك مثقال توتياى هندى مسمّى بزاج اخضر فلفل سياه از هريك نيم مثقال توتيا را بريان نموده مجموع را علىحده كوفته بحرير بيخته وزن نموده موم زرد سه مثقال بمسكهء كاو بيست مثقال كداخته از آتش فرود آورده ادويه را بان سرشته سفيدهء تخم مرغ دو عدد داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا هموار شود و به كار برند مرهم رال هندى اكثر قروح را نافعست صنعت آن روغن كنجد نيم پاو موم چهار توله رال دو توله رال را بسيار نرم كوفته و بيخته اندكاندك در روغن بريزند و بدست بمالند تا خوب ممزوج كردد و مرهم شود پس پنجاه مرتبه و يا هفتاد مرتبه با آب خالص بشويند و اكر يكصد و يك مرتبه بشويند بهتر است و به كار برند [ مرهم رال ديگر منقول از اطبّاى هند نافع از براى جراحات مزمنه ] مرهم رال ديكر منقول از اطبّاى هند نافع از براى جراحات مزمنه عسرة البرء و قروح اتشك و ناصور و منبت كوشت صالح است و مصلح عضو ضعيف صنعت آن رال كات هندى كافور قيصورى از هريك چهار مثقال كوفته و بيخته بروغن كاو تازه بىنمك به وزن مجموع ادويه در ظرف آهنى كرده باتش ملايم نهند و اول رال را داخل كرده دو سه جوشداده پس كات را بدستور كافور بريزند و يكدو جوش بدهند و در قروح مزمنهء قديمه تا سه روز با قدرى فوفل سوخته استعمال نمايند و بعد از آن تنها [ مرهم رال از والد ماجد فقير ] مرهم رال قلمى فرمودهاند كه اين نسخه از حضرت سيّد سند والد ماجد فقير است قدس سرّه نافع از براى قروح مزمنه رحم و ناصور و جروح عسرة البرء صنعت آن رال مرداسنك سرنج سفيداب قلعى از هريك يك مثقال فلفل سياه توتياى هندى از هريك نيم مثقال اول مرتبه توتيا را در سفال آب نديده بريان كرده به حدى كه سفيد شود با ساير ادويه كوفته و بيخته موم زرد غير مستعمل دو مثقال بروغن كاو بيست مثقال كداخته ادويه را بان ممزوج نموده در هاون بدسته بمالند تا هموار شود و در وقت حاجت بر پارچهء كتانى ماليده بهنحوىكه رنك مرهم بكيرد و بر زخم بچسبانند مرهم رال ديكر بنسخهء هندى كه اكثر قروح مزمنه را نافعست صنعت آن رال فوفل سرنج كات هندى مرداسنك اجزا مساوى فوفل را در روغن كاو بىنمك بريان نموده به حدى كه سياه شود پس باقى ادويه را كوفته و بيخته در آن داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا چون مرهم شود بر پارچهء كتانى يا بر كاغذ خطائى بمالند و بر زخم نهند مرهم رال ديكر صنعت آن مسكهء كاو تازه روغن كنجد موم كافورى رال سفيد برك نينب اجزا مساوى اول برك نينب را سائيده قرصها مانند شامى كباب ساخته در ميان مسكه خوب بريان كنند كه نسوزد و بعد از آن براورده روغن كنجد را داخل مسكه كرده چند جوش دهند بعد از آن موم را داخل كنند تا كداخته شود پس رال را بسيار نرم سوده داخل كنند و با چوب نينب برهم زنند كه خوب با يكديكر ممزوج كردد بعد از آن ظرف خلافى را آب سرد كرده در ميان آن بريزند و يك شب در آب بكذارند و روز ديكر از آب براورده به كار برند مرهم رال براى زخم دماميل مجربست صنعت آن موم روغن كنجد از هريك پنجاه مثقال رال بيست و پنج مثقال شنجرف زرنيخ از هريك نيم درم توتياى هندى يك درم سرنج چهار درم مرداسنك هشت درم